تبليغاتX
حیدریون ِبسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحيِمِ        اللّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ زِدْ وَ بارِكْ عَلَي الصّاحِبِ الدَّعْوَةِ النَّبَويَّةِ وَ الصَّوْلَةِ الْحِيْدَرِيَّةِ وَ الْعِصْمَةِ الْفاطِميَّةِ وَ الْحِلْمِ الْحَسَنيَِّةِ وَ الشَّجاعَةِ الْحُسَيْنيَِّةِ وَ الْغِيرَةِ الْعَبّاسيَِّةِ وَ الْعِبادَةِ السَّجّادِيَّةِ وَ الْمَئآثِرِ الْباقِرِيَّةِ وَ الْآثارِ الْجَعْفَريَِّةِ وَ الْعُلُومِ الْكاظِميَِّةِ وَ الْحُجَجِ الرَّضَويَِّةِ وَ الْجُودِ التَّقَوَيَِّةِ وَ النَّقَواةِ النَّقَوِيَّةِ وَ الْهَيْبَةِ الْعَسْكَريَِّةِ وَ الْغَيْبَةِ اِلهيَِّةِ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ صلوات منقول از شيخ طوسي براي امام زمان عج        
 

السلام ای شاه مردان یا امیرالمومنین

 

رحمت حق بر تو باد ای شه دنیا و دین

چشم امید به لطف توست در روز خطیر

 

شافع روز جزا، تو عاصیان را دست گیر

در دلم مهر تو باشد ای شها از حد فزون

 

هرکه حب تو ندارد رفت از این آیین برون

در شب تاریک وحشتناک فریادم برس

 

چونکه در آن شب ندارم غیر تو من دادرس

خود تو گفتی وقت مردن من به فریادت رسم

 

لحظه مردن شب اول به­امدادت رسم

مادرم در کودکی گفتا بگو اسم علی

 

رهنمودم کرد او اسم علی رسم علی

حال میگویم ز روی صدق جانم یا علی

 

در قیامت هم بود ذکر زبانم یا علی

من که در غرق گناهم از چه دارم انتظار

 

روز حشر دست من گیر ولی کردگار

مات میکرد نیمه شب ذکر مناجات علی

 

غشوه­های نصف شب در سجده حالات علی

گر تو هستی عاشق دیوانه خوی علی

 

جان من کمتر گنه کن شرم کن روی علی

گر ترا شوق بهشت است دوستی کن با علی

 

ره رو راه علی شو راستی کن با علی

از صمیم قلب گو روحم علی جانم علی

 

تو به فریادم برس ای نور چشمانم علی

بار الها لحظه ای حب علی از ما نگیر

 

روز رستاخیز وحشتناک، دست ما بگیر

ایکه در شأن مقامت آن خدای ذوالمنن

 

«انما» نازل نمود بر رسول ممتحن

مدح شاه لا فتی را خارجی کرده بیان

 

در کتاب صوت خود بنوشته آن مرد جهان

آنچه در شأن مقامش بود بنوشت در کتاب

 

دشمنان مرتضی را داده اینک او جواب

من زبانم قاصر است مدح ترا عنوان کنم

 

لیک روز و شب ثنای آن شه خوبان کنم

در غدیر خم نبی فرمود نوابم علی است

 

من بحق گویم بروز حشر اربابم علی است

هرکه را مولای اویم بوده مولایش علی

 

در دو گیتی سرور سالار آقایش علی است

رهبر آزاده ما گفت این سال علی است

 

اینهمه مدح و ثنا گویم ز تمثال علی است

این سخن زیبا است جانم از زبان سید علی

 

کرده او انوار حق را در جهان بس منجلی

«سیف» رو دست توسل زن به­دامان علی

 

تا ببینی روز محشر روی تابان علی

 

 

  سید شجاع سیف السادات   

+ نوشته شده توسط همت در پنجشنبه 28 آذر1387 و ساعت 10:1 |

یکشنبه صبح بود کلاس جامعه شناسی، انصافا تنها کلاسی هم  که با اشتیاق میرفتم همین کلاس بود چون استاد بخوبی حق مطلب رو ادا میکرد و هرچیزی رو هم که شاید ربطی به موضوع درس نداشت برامون میگفت از تمدنهای مختلف، ثروتمندان دنیا، هدفهای زندگی و..... تا دین، دنیا و آخرت.

 اون مثل همیشه با آیه رب اشرح لی صدری... کلاس رو شروع کرد و بعد گفت:

«آیا میتونید با تمام ادعایی که از اسلام و دین دارید ثابت کنید طبق آیه ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم (اگر خدا را یاری کنید خدا هم شما را یاری میکند و قدمهایتان را استوار میسازد) اصلاً خدایی وجود داره یا نه؟»

ادامه داد و گفت:

«این چه خدایی است که به یاری ما احتیاج دارد؟!

خدایی که خود محتاج به دیگران است چگونه خدایی است؟!»

تقریباً  اکثر کلاس نیم ساعتی به انحاء مختلف اظهار نظر کردن، یکی این گفته را تصدیق کرد و دیگری تکذیب.

در ادامه ایشان با نقل داستانی توضیح داد که:

«روزی شخصی به مغازه کوزه گری رفت و تمام کوزه های کوزه گر را خرید و بعد جلوی چشمان فروشنده دو سه تا از اونها رو زمین زد و شکاند که با اعتراض فروشنده که چرا کوزه ها رو میشکونی مواجه شد و در پاسخ گفت مال خودمه میخوام بشکونم. فروشنده پولش رو بهش برگردوند و گفت من برای اینها زحمت کشیدم و ساختم تا اینها رو به بهترین وجه استفاده کنن نه اینکه کسی زمین بزنه و از بین ببره و زحمتهای من رو هدر بده.

خدا هم از ما میخواد تا با اطاعت از فرامین و دستوراتش که همان حلال و حرامه یاریش کنیم  و بخاطر عدم رعایت اونها ما رو در جهنم نفرسته و تمام تلاشهایی رو که بخاطرشون بخود "فتبارک الله" گفته بود از بین نبریم. 

راستی شما میتونید سئوال استاد رو جواب بدید؟!

لازم میدونم از تمام دوستان عزیز درخواست کنم با خواندن یک حمد به نیت شفا، این استاد معتقد رو که الان چند روزه تصادف کرده و بعلت ضربه مغزی شدن در ICU بستری شده دعا کنید. 

بشیر هم گفته:

«یکی از رفقای نتیم خیلی حالش بده خدا وکیلی براش دعا کن
اینجا هیئت آنلاین هستش دیگه
ما هم یک دعا می خواهیم در حقش بکنی که به صورت آنلاین بگیره
یا علی»

+ نوشته شده توسط همت در دوشنبه 25 آذر1387 و ساعت 16:3 |
همين الان دوتا کبوتر از جلوي پنجره رد شدن ... به سمت افق دل من

کاش من هم ...




انگار همين ديروز بود

بوي سيب مشام ها رو نوازش ميداد و مست مست نميدونم خواب بودم یا بیدار یا اصلا زنده ام يا اينجا...

ميشنويد بچه ها داره صداي کاروانهاي عزا مياد

بكـم لحـقنـــــا یا حسیـن           لكــم خلقنـــا یا حسیـــن

لذا عشقنـــا يا حسين         لكم خلقنـــا يا حسيـن

بكم نطقنا يا حسين        لكم خلقنا يا حسين

حاج مهدی یادته یکدفعه گفتی ای بابا حواستون کجاست امشب مسلمیه است و اینجا هم که مسلمیه یک عمر آروز و حسرت حالا...

دیگه نفهمیدیم چه حالی شدیم دیگه غروب شده بود و مسلمیه روی دست ملائک بود و سینه زن ها ولی حالا فقط دو تا کبوتر که بهشون گفتم سلام من رو برسونید نمیدونم...

مسلمیه بود که مثل نگینی در بلندا میدرخشید در حالیکه از عمارت و امارت ابن زیاد فقط گودالی از لجن و... مانده بود.

یادم میاد یکی از بچه ها گفت مگه مسلم رو نمیشناختن ولی حالا این سر دنیا این گوشه این شهر افتادم که صدای مسلم در میان هلهله کوفیان گم شده.

اینجای قضیه دردناکه که داشتم زندگیم رو میکردم (زندگی؟) که اومد و گفت میای کربلا

_کربلا؟ کجا؟ کی؟

_کربلا. میای عرفه بریم؟ اگر میای پاسپورتت رو بده من قراره عرفه برم کربلا

_چرا که نه. ولی چطوری؟ چهار روز مونده ...

_تو چکار داری اگر طلبیده باشه خودش جور میکنه. من دارم میرم اگر میای بجنب

خودت میدونی چه حالی شدم بغض گلوم رو گرفت و با اینکه سعی میکردم جلوی خودم رو بگیریم اشک تو چشمام حلقه زد

و حالا غروب شب عرفه است و مسلمیه اما نه در مسلمیه، فقط دو تا کبوتر هستند که نمیدونم این دو تا تو این شلوغی میتونن صدای مسلم رو بشنون...

آره حاج مهدی نمیدونم شاید اشکال کار همین بود که از بد کسی دعوت کردی کاش اصلا نگفته بودی رفته بودی و فقط سلام ما رو می رسوندی و دل ما خوش بود

دیگه باید برم داره صدای الله اکبر میاد برم بلکه جایی پیدا کنم که...


پی نوشت:

1. خیلی التماس دعا

2. این متن رو دیشب نوشتم ولی نمیدونم چرا ارسال نشده

+ نوشته شده توسط همت در دوشنبه 18 آذر1387 و ساعت 9:14 |

امید (امید ضربتی)  در بخش نظرات پست قبل نوشته بود:
«سلام
حدود 2-3دقیقه فکر کردم که راجع به بسیج یه چیزی بنویسم ولی فقط همین یک کلمه به ذهنم اومد
(چمران)
یا علی»




همت:
«ممنون از نظرت
من هم نمیدونم وقتی اسم چمران رو میشنوم چه حالی میشم در تمام بدنم یه التهابی میافته که انگار 
میخوام از جام کنده بشم و همزمان با روح و جسمم در همه زمینه ها یک حرکت رو به جلو داشته باشم
صد بحر را اگر به يکي شعله سر دهند              با  حفظ  کامل تو ، نيفتد  ز التهاب 

ممنون که ازش یاد کردی
همین که گفتی چمران ذهنم شوق حرکت پیدا کرد و بدنم ...
شاید باورت نشه حالا بیشتر مشتاق درسم
بیشتر مشتاق ورزشم
و بیشتر بیشتر
مشتاق یاد خدا...»
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است           خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی

کاش هیچ وقت از یادمان نروند که اگر دچار فراموشی شویم قطعا از فراموش شدگان خواهیم بود.
قال کذلک اتتک آیاتنا فنسیتها وکذلک یوم تنسی(طه ۱۲۶)
(وخداوند در جواب خواهد) فرمود: همان گونه كه آيات ما به تو رسيد وتو آنها را فراموش كردی، امروز هم همانطور فراموش گرديده ای.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط همت در سه شنبه 5 آذر1387 و ساعت 8:25 |
امروز میخواستم از بسیج و عزیزان بسیجی بنویسم ولی دیدم اگر توان آن را داشتم که هزاران صفحه در این زمینه قلم بزنم باز هم حق مطلب ادا نمیشود.
پس اکتفا میکنم به کلام بنیانگذار آن

امام خمینی(ره): «بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد، بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام ونشاني در گمنامي و بي نشاني گرفته اند.»

 


گزیده بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) درخصوص بسیج
دریافت سرود ای بسیج، ای سرفرازان افتخار میهن اید
فرمت پرینت پوستر جهت استفاده در مساجد و پایگاهها
و فرمان امام راحل(ره) در خصوص تشکیل بسیج


پی نوشت:

از تمامی عزیزان تقاضا دارم برای شفای مرضای اسلام دعا کنند
بالاخص بسیجی عزیز امین عارفی مدیر وبلاگ به نام حی سبحان (امروز با خبر شدم که متاسفانه به علت نارحتی قلبی در بیمارستان بستری شده)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط همت در یکشنبه 3 آذر1387 و ساعت 8:29 |