به زير خرقه چه زُنّارها پنهان است امان زشيوه اين صوفيان نادرويش
بايد توجه كنيم كه دشمنان اسلام چون هميشه سعي درتضعيف اسلام و مسلمانان دارند يكي از كارهاي آنها فرقه سازي است و در همين راستا در طول تاريخ فرقه شيخيه ، اخباريه،صوفيه، بابيه و بهايه و ... را ساخته اند.
نقد صوفي نه همه صافي بي غش باشد
اي بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد

ملّاصدرا علاوه بر اين كه در مواضع متعددى از نوشته هاى خويش، به افشاى فريب كارى ها و خطرات صوفيان «دجال فعل» پرداخت و «تخيّلات» و «تُرّهات» آنان را برملا نمود، اما به اين اندازه بسنده نكرده، با نوشتن كتاب كسر اصنام الجاهلية، به ابطال شيوه هاى صوفيانه در وصول به حقايق الهى پرداخت. وى در اين كتاب، ضمن بيان شيوه صحيح سلوك عرفانى، پرده از دكان دارى ها و مردم فريبى هاى دلق پوشان ريايى برداشته، همگان را از خطرات و عواقب ناگوار اين انحراف بزرگ آگاه گردانيد
نظر مراجع عظام تقلید در رابطه با دراويش، صوفيه، بهائیت و شرکت در مجالس ایشان
آیة الله خامنه ای: (مد ظله العالی)
از زمان بعثت پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله) و عصر ائمهی اطهار(علیهمالسلام) تا زمان حاضر، همیشه مسجد پایگاه اقامهی نماز و شعائر دینی و تبلیغ معارف اسلامی بوده و خانقاه، اساس و جایگاهی نداشته است. بنابراین، باید از شرکت در اینگونه جلسات و هرگونه عملی که باعث ترویج اینگونه مراکز شود، اجتناب گردد.
ج
آیة الله صافی گلپایگانی: (مد ظله العالی)
شرکت در این گونه مجالس، حرام و ترویج بدعت است.
آیة الله سید صادق شیرازی: (مد ظله العالی)
خیر، شرکت در این مجالس جایز نیست.
آیة الله شاهرودی: (مد ظله العالی)
عمل ایشان از صدر اسلام با مخالفت و نهی حضرت رسول روبرو شد و در ادامه اهل بیت(علیهم السلام) از فکر و مکتب آنها ممانعت فرموده اند در این مسئله می توانید به کتاب سفینة البحار مرحوم محدث قمی باب الصاد بعده الواو رجوع کنید اهل بیت(علیهم السلام) صوفیان را خلفاء شیطان و خراب کننده قوانین و قواعد دین معرفی می کنند.
حضرت هادی می فرمایید : «الصوفیة کلهم من مخالفینا و طریقهم مغایرة لطریقنا و ان هم الا نصاری و مجوس الامة اولئک الذین یجهدون فی اطفاء نورالله و الله یتم نوره و لو کره الکافرون» : صوفیان چه آنها که ادعای پیروی از امت هستند و چه از اهل تسنن، همه مخالفت ما هستند و روش آنها با روش ما مغایراست و آنها نصاری و مجوس این امت هستند که در خاموش کردن نور اللهی می کوشند .
هرطریقی غیر از راه معصومین علیهم السلام به غیر خدا ختم می شود و کلماتی چون «بنا عبد الله» «بنا عرف الله» «بکم یسئلک الی الرضوان» «هم درجات عند الله» «علی مع الحق والحق مع علی» و ..... به وضوح براین معنا دلالت می کند کشف و کرامت و خبر از نادانسته ها بر فرض حقیقت داشتن دلالت بر حقانیت صاحب آنها نمی کند : «و ان الشیطان لیوحون بعضهم الی بعض» بروز انواع فسادها، گناهان صغیره و کبیره، خود پرستی ها و تمجیدهای مختلف از خود از این طائفه شاهدی برکذب مدعیات ایشان است..
آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی):
1ـ اسلام، ديني پرخروش و جهاد گر است در حالي كه صوفيان اسلام را در خرقه، خانقاه،سبيل و ... محصور كرده اند.
2ـ يكي از مشكلات علماي ما از گذشته مسالهي صوفيگري بود.از زمان امام صادق(علیه السلام) عدهاي به نام صوفيه پيدا شدند و امام صادق(علیه السلام) اعلام كردند اينها دشمنان ما هستند،اگر كسي به آنها گرايش بيابد از دشمنان ما به شمار ميرود اما متاسفانه بعدها جرياناتي به وجود آمد كه اين فرقه منحرف تقويت شدند.
3ـ بسطامي و ابوالخير را از جمله کسانی هستند که صوفی های به عنوان مشایخ خود از آنان شخصيت برجستهاي ساخته اند و مثلا در كتاب تذكرة الاوليا نوشته شده است كه بارها خدا را در خواب ديدهام.
4ـ فرق صوفیه که به هفتاد فرقه تقریبا بالغ می شوند کلا محکوم به بطلان و انحراف می باشند
از آنجا که حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث ثقلین که از لحاظ سند متواتر و از جهت دلالت بسیار روشن است قرآن مجید و اهلبیت(علیهم السلام) را معیار تبیین معارف اسلام و میزان حق و باطل معرفی نمودند و اهلبیت عصمت(علیهم السلام) نیز مسلک صوفیگری را مسلک باطل و منحرف و صوفیه را دشمنان اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) معرفی کرده اند و مردم را از گرایش به آنها و کمک به آنها جدا نهی نموده اند . حقیقت امر روشن گردید و لذا تردیدی در بطلان مذهب صوفی ها وجود ندارد.
صوفیه با قطب سازیها و منقبت پردازی ها و ادعاهای گزاف و بی دلیل و تمسک به خرقه خانقاه و جعل عشریه و امثال آن راهی را پیش گرفتند که مورد پسند جباران روزگار و مستکبران گردید .
جبارانی که فرهنگ اهلبیت عصمت(علیهم السلام) را بر نمی تافتند و تحمل نمی کردند . لذا صوفیه را تقویت کردند و در طول تاریخ یکی از گرفتاریهای علمای بزرگ صوفیه ها بوده اند .
این مطلب روشن است که اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه وآله و سلم) که اسلام پر خروش و فریاد گر در برابر ستمکاران است هرگز با صوفیگری همخوانی ندارد .
باید این نکته را بدانیم که عرفان اسلامی با صوفیگری اصلا منافات دارد .
آیت الله بهجت(مد ظله العالی) :
این فرقه ها مورد تایید نیستند و اینها عموما انحرافاتی دارند و باید از آنها اجتناب شود .
سوال : معاشرت، غذا خوردن و رفت و آمد با فرقه بهاييّت چه حكمى دارد؟
جواب : آن ها كافر و نجس هستند.
سوال : اهل حقّ يا على اللهى ها پاك اند يا نجس؟
جواب : نجس اند.
آیة الله مکارم شیرازی(مد ظله العالی) :
سوال : با عرض سلام لطفا نظر خود را در مورد تخریب حسینیه این فرقه و شخص سلطان حسین تابنده بیان بفرمائید چون من یکی از مقلدان شما هستم و در این مورد ابهاماتی برایم بوجود آمده
جواب : متأسفانه بر اثر تحریکاتی از خارج قم این گروه اقدام به تظاهرات غیر قانونی نموده و درگیری با مردم پیدا کردند به گونه ای که حدود ۳۰۰ نفر بر اثر سنگ پرتابی آنها از پشت بام مجروح شدند و از عجائب اینکه طبق اطلاع دقیق مقدار قابل ملاحظه ای گاز اشک آور بسوی مردم پرتاب کردند و آرامش شهر را به کلّی بر هم زدند و مسئولین انتظامی و مردم ناچار در مقابل آنها ایستادند و با حدّاقل ضایعات آنها جمع آوری شدند. و اما در مورد تخریب حسینیه شهرداری مدّعی است که آنها بر طبق پروانه آن را ساخته بودند و طبق ماده ۱۰۰ تخریب شد.و امّا واقعیت مسئله در مورد تخریب چگونه است اطلاعی بیش از این نداریم در ضمن توجه داشته باشید که این فرقه انحرافات زیاد دینی دارند که با اصول و فروع اسلام ناسازگار است و نباید در کنار حوزه علمیه یا در مناطق دیگر به تبلیغ بپردازند.
سوال : نظر حضرتعالى در مورد عرفانى كه قائل به «طريقت»، «وحدت وجود و موجود»، «حلول«،» اتّحاد»، «مهدويّت نوعيّه»، «صلح كل»، «ترك عبادت» و «اتيان محرّمات»(1) مى باشد، چيست؟ با توجّه به اين كه داشتن اين گونه عقايد، مستلزم انكار ضرورى دين مى باشد، آيا اين گونه افراد در حكم بقيّه كفّارند؟ و اگر كسى قبلاً در سِلك مسلمان ها بوده ولى بعدها در اثر ارتباط با اين فرق، داراى چنين عقايدى شده باشد و عقايدش را هم براى ديگران اظهار كند، آيا چنين كسى در حكم مرتد است؟
جواب : رَق صوفيّه عموماً گرفتار انحرافاتى هستند، بعضى بيشتر و بعضى كمتر، كسى كه عقايد فوق را داشته باشد، مانند «حلول» و «اتّحاد» و «وحدت موجود» (نه وحدت مفهوم وجود) و «ترك عبادت» و «انكار محرّمات»، به گونه اى كه مستلزم انكار توحيد يا نبوّت شود در سلك كفّار است و اگر قبلاً مسلمان بوده و سپس به اين عقائد معتقد شده، مرتد است و تا آنجا كه ممكن است بايد در رفع شبهات آنها از طرق منطقى كوشيد و اگر ممكن نشد بايد از آنها دورى كرد.
سوال : عدّه زيادى از اهالى يكى از شهرهاى فارس، از قديم الايّام به فرقه تصوّف گرويده اند و همواره بر اساس رهنمود اقطاب و بزرگان اين مسلك و روش هاى مختصّ خود عمل نموده اند; حقيقت اين است كه رونق خانقاه در اين محل بيش از يك مسجد است و كتاب هايى چون مثنوى، مولوى، ديوان حافظ، بوستان و گلستان سعدى، نيز بر قرآن و ساير كتابها برترى دارد، تا اين كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى و اعزام روحانيّون در ماه مبارك رمضان و محرّم الحرام، صحبت از بطلان اين مسلك به ميان آمد، مستدعى است نظر خود را نسبت به اين گروه، كه از فرقه شاه نعمت الله ولى مى باشند، اعلام نماييد.
جواب : تمام فرق صوفيه گرفتار اشتباهات و انحرافاتى هستند و اكنون كه به حمدالله اهالى محترم آن منطقه روشن شده اند، لازم است خانقاه را تبديل به مسجد كنند و همانند ساير مسلمين و شيعيان خالص و مخلص على(عليه السلام) و يازده فرزند معصومش(عليهم السلام)، برنامه هاى دينى را انجام دهند و از گذشته خود توبه كنند. خداوند همه طرفداران حق را ثابت قدم نگهدارد و توفيق دهد.
سوال : : آيا برنامه هايى كه دراويش در خانقاه دارند و با خواندن اشعار بعضى از شعراء و... و يا سر تكان دادن زنها و مردان به شكلى كه به حدّ سرگيجه و مستى مى رسند و مى گويند خدا را ديديم، از نظر اسلام چه حكمى دارد؟
جواب : اين برنامه ها مشروع نيست، و ادّعاهاى مزبور خيال و اوهامى بيش نمى باشد.
سوال : آيا درويش شدن اشكالي دارد؟
جواب : دراويش يعني صوفيه داراي انحرافاتي هستند از آنها بپرهيزيد.
سوال : احتراما مستفتي هستم نسبت به اينكه اينجانب مقلد حضرتعالي ميباشم و در اجتماع و گروهي از دوستان قرار گرفته ام كه دم از عرفان مي زنند و معتقد به مساله اي بنام وحدت وجود هستند لطفااولا تعريف وحدت وجود را از نظر جنابعالي خواستارم,ثانيا نظر جنابعالي در اين باره چيست,ثالثا آيا من اجازه شركت در مجالس چنين افرادي را دارم,رابعا آيا چنين افرادي كافر, نجس يا مشركند يا خير؟
جواب : وحدت وجود معاني متعددي دارد، آنچه به طور قطع باطل و به عقيده همه فقها موجب خروج از اسلام است اين است كه كسي معتقد باشد خداوند عين موجودات اين جهان است و خالق و مخلوق و عابد و معبودي وجود ندارد همان طور كه بهشت و دوزخ نيز عين وجود اوست و لازمه آن انكار بسياري از مسلمات دين است ، هرگاه كسي ملتزم به لوازم آن بشود خارج از اسلام است و غالب فقهاي معاصر - اعم از احيا و اموات (رض) - اين موضوع را پذيرفته و در حواشي عروه به آن اشاره كرده اند.
اگر آن گروه قائل به وحدت وجود از آن نوع باطل و كفر آميز هستند در مجلسشان شركت نكنيد.
سوال : با عرض سلام خدمت شما . چند وقتي است که بنده در خصوص ماجراهايي و با توصيه يکي از دوستان به مجالس عرفا که شب جمعه تشکيل ميشود کشيده شده ام....با وجودي که اين مردان خدا و جلسات انان را فوق العاده محترم ميدانم ميخواستم نظر شما را با افرادي که به عرفان معتقدند بپرسم...ايا اصولا اين نوع دين داري که با پوشيدن لباسهاي سلوک و يک سري محروميت ها است...قابل قبول است؟ نظر شما براي من اهميت زيادي دارد...با ارزوي سلامتي.....يا حق
جواب : در صورتي كه مجالس صوفيان بوده باشد شركت در آن جايز نيست زيرا آنها انحرافاتي از نظر عقايد و عمل دارند ولي اگر عرفاي اسلامي و اهل سير و سلوك شرعي باشند مانعي ندارد و رياضت هاي مشروع جايز است.
j
آيتالله فاضل لنكرانی(رضوان الله تعالی علیه) :
صوفيه و همه مذاهب منسوب به آن از فرقههاي باطل است و ائمه(علیهم السلام) شديدا از چنين مسلكي بيزاري جستهاند و اساسا تفكيك دو عنوان شريعت و طريقت از بدعتهايي است كه آنها احداث كردهاند.
ما غير از شريعت كه همان كتاب، سنت، اجماع و عقل است، چيز ديگري به نام طريقت نداريم و جعل اين عنوان براي تضعيف اصلي شريعت و بياعتنايي به آن است.
اسلام حقيقي و معرفت حق تعالي و قرب به او جز از طريق تمسك به قرآن و پيروي از ائمه(علیهم السلام) امكان ندارد، فهم اين دو منبع نيز جز از طريق كساني كه آشنا به آن هستند و عمر خود را در فهم آن سپري كردهاند، ميسر نمي باشد از اين رو در زمان غيبت مردم موظف شدهاند با رجوع به علما و فقها گرفتار چنين مذاهب باطلي نشوند.



